عدالت، روح درونی جامعه توحیدی است
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام مهدی گرامیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه قم در دوره آموزشی «حکمرانی و ایمان» برگرفته از کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، با بررسی رابطه عمیق میان «توحید» و «عدالت اجتماعی» پرداخت و بیان داشت که مسئله محوری در جامعه توحیدی، تحقق عدالت است.
وی با اشاره به این نکته که عدالت یک مفهوم فرعی نیست، بلکه هسته مرکزی نظام فکری و اجتماعی اسلام را تشکیل میدهد، اظهار کرد: وقتی ما آیات مربوط به انفاق، زکات و مسئولیت اجتماعی را در قرآن تحلیل میکنیم، به این نتیجه میرسیم که عدالت یک مفهوم بنیادین و مرکزی است. دلیل این امر نیز این است که اگر خداوند واحد و مالکیت مطلق از آن اوست، هیچ برتری خودبنیاد و ساختار غیرالهی نمیتواند اصالت پیدا کند. از همین نقطه است که مفهوم عدالت اجتماعی متولد میشود.
توحید؛ فراتر از نفی بت، نفی ساختارهای طبقاتی
عضو هیئت علمی دانشگاه قم با تشریح ابعاد جدید توحید در نگاه قرآنی و بر اساس کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی»، خاطرنشان کرد: توحید در نگاه قرآن تنها به معنای نفی بتهای مجسم نیست، بلکه نفی ساختارها و طبقات خودبنیاد است. اگر جامعهای به گونهای ساماندهی شود که در آن برتریهای ساختاری تثبیت شود، آن جامعه از روح توحید فاصله گرفته است.
وی افزود: تفاوت در تواناییها، مجوزی برای تفاوت در کرامت و حقوق بنیادین انسانها نیست. این همان مفهومی است که قرآن و آموزههای دینی بر آن تأکید دارند. بنابراین، هر ساختاری که منجر به تثبیت طبقات اجتماعی شود، با روح توحید در تضاد است.
عدالت اقتصادی؛ ابزارهای ساختاری در مدینه نبوی
حجت الاسلام گرامیپور در ادامه به بررسی مصادیق عدالت اقتصادی در جامعه آرمانی اسلامی، یعنی مدینه نبوی، پرداخت و گفت: در آن شهر آرمانی، عدالت تنها یک شعار اخلاقی نبود، بلکه دارای سه ابزار ساختاری و نهادی بود. ابزار نخست «زکات» است که به عنوان بازتوزیع رسمی ثروت در بین مردم عمل میکرد. ابزار دوم «انفاق» است که به عنوان مکمل اجتماعی و شامل صدقات واجب و مستحبی، همبستگی اجتماعی را تقویت میکند. ابزار سوم نیز «مواخات» یا برادری دینی است که پیوند عاطفی و اقتصادی میان مؤمنان ایجاد میکند.
وی تأکید کرد: این سه مورد در جامعه توحیدی صرفاً توصیههای اخلاقی نیستند، بلکه سیاستهای اجتماعی و اقتصادی رسمی محسوب میشوند.
شاخصه شیعه در گشادگی سینه و همبستگی اقتصادی
وی با استناد به یک روایت تاریخی مهم از امام رضا (ع)، شاخصه اصلی شیعه بودن را در عدالت اقتصادی و همبستگی اجتماعی دانست و افزود: روزگاری عدهای از کشورهای دیگر برای دیدار با امام رضا (ع) به مدینه آمدند و مدعی شدند که شیعیان ایشان هستند. امام در چند روز اول اجازه دیدار ندادند و حتی در روزهای پایانی نیز با گریه و التماس آنها که از مسیر دور آمدهاند، باز هم مقاومت کردند. سرانجام پس از اصرار زیاد، امام اجازه دیدار دادند. پرسندگان از این رفتار تعجب کردند و امام فرمودند: «شما دروغ میگویید؛ شما شیعه ما نیستید.» سپس امام شاخصهای را بیان کردند که نشان میدهد آیا شکمهای شما سیر است در حالی که برادران دینیتان در آنجا مشکل مالی دارند؟ اگر چنین است، شما شیعه ما نیستید، بلکه تنها محب و دوستدار ما هستید. این روایت نشان میدهد که یکی از مهمترین شاخصههای شیعه، همبستگی و برادری اقتصادی با سایر مؤمنان است.
بازگشت اشرافیت؛ علت اصلی انحراف جامعه اسلامی
حجت الاسلام گرامیپور یکی از نکات کلیدی این جلسه را «شکستن اشرافیت» دانست و بیان کرد: عدالت در اسلام فقط به معنای رفع فقر نیست، بلکه جلوگیری از تمرکز قدرت و منزلت اجتماعی نیز هست. «طرح کلی اندیشه اسلامی» بازگشت اشرافیت را یکی از علل اصلی انحراف جامعه اسلامی میداند.
وی ادامه داد: با ورود بنیامیه به عرصه حکمرانی و به ویژه در زمان خلیفه سوم، اشرافیت در جامعه اسلامی رواج یافت. وقتی ثروت متمرکز شد، منزلت اجتماعی نیز به عده خاصی تعلق گرفت و فاصله اجتماعی تثبیت شد. این امر جامعه را از مسیر توحیدی خود خارج کرد.
تذکر رهبر شهید به مسئولین: دوری از تجملات و اشرافیگری
وی با اشاره به حساسیت ویژه امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب نسبت به مسئله اشرافیگری، خاطرنشان کرد: رهبر شهید انقلاب بارها به مسئولین توصیه کردهاند که از اشرافیت فاصله بگیرند. ایشان در دیداری با نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۰۴، سادهزیستی را اولین شاخص انقلابی بودن دانستند و فرمودند: شما نباید با آمدن به مجلس، سبک زندگی خود را تغییر دهید و اسیر تجملات و اعیانمنشی شوید. سادهزیستی همان زندگی معمولی پیشین است. این تذکر جدی رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که دوری از اشرافیت، یکی از شاخصههای مهم مسئولان جامعه اسلامی است. متأسفانه از برخی دورانها به بعد، برخی مسئولان به سمت اشرافیگری رفتند که ضربه فرهنگی سنگینی به جامعه اسلامی وارد کرد.
قدرت؛ در خدمت عدالت یا طاغوت؟
حجت الاسلام گرامیپور در بخش پایانی سخنان خود به رابطه قدرت و عدالت پرداخت و گفت: این یک جمله کلیدی است که باید به آن توجه کرد: قدرت اگر در خدمت عدالت نباشد، تبدیل به طاغوت میشود.» بنابراین، مشروعیت قدرت در اسلام تنها به نام دینی یا ساختار رسمی نیست، بلکه باید در جهت رفع ظلم و ایجاد عدالت پیش برود.
وی افزود: جامعهای که به دنبال ایجاد عدالت نباشد، جامعه دینی نیست. پیام این درس برای حکمرانی این است که نظام اسلامی باید شکاف طبقاتی را کاهش دهد، سرمایهداری را تقویت نکند و طوری قانونگذاری نکند که منجر به تمرکز ثروت شود. دستور قرآن این است: «لَیْکَیْ لَا یَکُوْنَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ» (حشر، ۷)؛ یعنی ثروت نباید فقط بین ثروتمندان دستبهدست شود.
عدالت، نتیجه مستقیم توحید
حجتالاسلام گرامیپور در پایان، گفت: اگر عدالت ذاتِ سیاست دینی باشد، پس مبارزه با بیعدالتی کار فرعی نیست، بلکه هسته کنش دینی است. اگر فعالیت دینی نسبت به ساختارهای ناعادلانه بیتفاوت باشد، از روح توحید فاصله گرفته است. بنابراین، عدالت اجتماعی میدان اصلی جهاد تمدنی است.
وی با ترسیم یک مدل مفهومی از این مباحث گفت: توحید به سمت برابری در کرامت و نفی طبقات خودبنیاد میرود و از سوی دیگر، با بازتوزیع اقتصادی، تمرکز قدرت مهار میشود تا جامعه به سمت عدالت حرکت کند.
وی در جمعبندی نهایی تأکید کرد: عدالت نتیجه مستقیم توحید است، نه یک مفهوم بیرونی. نفی طبقات اجتماعی لازمه ایمان اجتماعی است. زکات و انفاق ابزارهای نهادی عدالت هستند و قدرت مشروع، قدرت عدالتمحور است.
وی با اشاره به خط قرمز عدالتخواهی، بیان کرد: همانطور که رهبر شهید انقلاب تأکید میکردند، عدالتخواهی نباید به سمت ناامیدی مردم برود. اگر بخواهیم یک جمعبندی نظری داشته باشیم، باید گفت عدالت چگونه میتواند در ساختار رسمی متجسم شود؟ این پرسش، مقدمهای برای ورود به بحث «امت و دولت» و تقدم جامعه بر ساختار رسمی در جلسات آینده است.