هنرهای ناب رهبر شهید انقلاب
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در ادامه واکاوی پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) به بررسی عمیقتر و دقیقتر «هنرهای» رهبر شهید انقلاب اسلامی میپردازیم. این بخش از پیام، فراتر از یک توصیف شخصی، یک تحلیل راهبردی از ابزارهای قدرت نرم و سخت یک رهبر دینی است. وقتی سخن از «هنر» در رهبری به میان میآید، معمولاً ذهنها به سمت هنرهای تجسمی یا ادبی میرود، اما آیتالله خامنهای با نگاهی ژرف و الهی، مفهوم هنر را به ابعادی متعالی ارتقا میدهند که در آن، مدیریت جامعه، تربیت تودهها و حتی پیشبینی حوادث آینده، هنرهایی الهی و انسانی به شمار میروند.
بخشی از پیام با تأکید بر ریشهی الهی این هنرها آغاز میشود: «همه این هنرها و مزیتها منشائی جز عنایات خاصه الهی و توجه خاص سرورمان و آباء طاهرین ایشان صلواتالله علیهم اجمعین نداشت.» این جمله، مرز بین تلاش انسان و لطف خداوند را مشخص میکند. هیچکس بدون تکیه بر عنایات الهی و توسل به ائمه اطهار (ع) نمیتواند به چنین مقاماتی دست یابد. اما شرط دریافت این عنایات، چه بود؟ در بخش دیگری از پیام آمده است: «شاید بتوان آنچه این عنایات و توجهات را به سمت آن بزرگوار جلب کرد را در تلاش و مجاهدت بیوقفه و خالصانه او در راه اعلاء کلمهی حق، خلاصه کرد.» این نکته کلیدی است: «خلوص نیت» و «مجاهدت بیوقفه» در راه حق، کلید دریافت گنجینههای الهی است. وقتی انسان خود را کاملاً در راه حق وقف کند، خداوند نیز درهای دانش، بصیرت و قدرت را به روی او میگشاید.
سپس، به یک «فرصت خاص» اشاره میشود که عموم مردم از آن اطلاع ندارند و نقش مهمی در شکلگیری شخصیت رهبر شهید ایفا کرد: «اما بهطور ویژه غیر از سختیهای مبارزه با دستگاه خائن حکومت پهلوی، ایشان از یک فرصت خاص دیگر در مسیر انجام وظیفه، بهره زیادی بردند که عموم مردم معمولاً از آن اطلاع ندارند.» این فرصت، ایثار ایشان در جوانی برای خدمت به پدر بزرگوارشان بود. رهبر معظم انقلاب با روایتی تأثیرگذار توضیح میدهند: «اینطور تقدیر شده بود که سید جوانِ بشدت جویای علم و البته طالب عمل، در وقتی که پدر بزرگوارش در معرض نابینائی قرار داشت، پس از سالیانی زانو زدن در محضر اساتید عالیمقام، همه زمینههای ظاهری پیشرفت علمی و آیندهساز در قم را رها کرده و با اعتماد به فضل الهی، خود را وقف پدر نماید.»
این بخش از پیام، درس بزرگی از «خیرخواهی خالصانه» و «مواسات» را به ما میآموزد. آیت الله سیدعلی خامنهای در اوج جوانی و با وجود استعداد و هوش سرشار، میتوانستند مسیر سریعتری برای پیشرفت علمی و سیاسی طی کنند. اما با دیدن نیاز پدر، همه چیز را رها کردند و در کنار ایشان قرار گرفتند. این عمل ساده اما عمیق، چه تأثیری داشت؟ ایشان در ادامه میفرمایند: «تفضل الهی در پی این ایثار اینگونه ظاهر شد که ناگهان سیدعلی خامنهای در سنین قبل از سی سالگی مانند خورشیدی از خراسان سر برآورد و بزودی یکی از ارکان فکری و مبارزاتی قلمداد شد و همزمان در علوم متداول هم پیشرفتهای قابل توجهای نمود؛ بهطوریکه در سالهای دهه پنجاه، دستگاه ساواک او را خمینی خراسان خوانده بود.»
این روایت، یک حقیقت تاریخی و معنوی مهم را آشکار میکند: «ایثار برای دیگران، مقدمهی رشد خود است.» وقتی انسان از منافع شخصی خود میگذرد و به دیگران کمک میکند، خداوند به او جایگزینی بهتر و بزرگتر میدهد. این روند ترقی باطنی و ظاهری، در مقاطع بعدی هم ادامه یافت. رهبر معظم انقلاب نتیجه میگیرند: «حال در مقام درسآموزی از رفتار بزرگان و بخصوص چنین شخصیتی، خیلی بجا است که این خصوصیت خیرخواهی خالصانه برای یکدیگر و مواسات را رویّه خود سازیم که این ویژگی و توأم با آن، نظر به رحمت واسعه الهی داشتن، فرقی مهم بین کسی است که تحت پرچم حق ایستاده و آن کسانی که حول پرچم باطل حلقه زدهاند.»
این فراز از پیام، دعوتی صریح به جامعه است تا «خیرخواهی» و «مواسات» را به عنوان یک سبک زندگی انتخاب کنند. این ویژگی، تفاوت اصلی بین «پرچم حق» و «پرچم باطل» است. کسانی که در پرچم حق ایستادهاند، به دنبال منافع شخصی نیستند، بلکه به دنبال خیر عمومی و کمک به دیگران هستند. پیگیری چنین رویهای، طبق بخشی از پیام، «گشاینده دربهای آسمان و فرودآورنده انواع امدادهای الهی و غیبی خواهد بود؛ از نزول باران رحمت گرفته تا غلبه بر دشمن و حتی پیشرفتهای علمی و فناورانه.» این وعده الهی، انگیزهای قوی برای تقویت روابط اجتماعی و کمک به یکدیگر است.
در ادامه، به تأثیر شهادت بر مردم و نمادهای جدید اشاره میشود: «در این ایام مکرراً شنیده میشود که گروههای مختلفی از مردم عزیز، بحق و با حسرت از آن یگانه دوران یاد میکنند و کمکم وجوه بیشتری از گوهر تابناک شخصیت والای ایشان ظاهر میگردد.» شهادت، پردهها را کنار میزند و اجازه میدهد حقیقت شخصیت رهبر شهید انقلاب بیشتر دیده شود. همچنین، مردم شروع به تأسّی به افعال خاص ایشان کردهاند. یکی از این نمادها، «مشت گره کرده» ایشان در لحظه شهادت است: «از جمله مردم عزیزمان از مشت گره کرده آنجناب در حین شهادت درسها آموختند و اکنون همین مشت گرهکرده برای بعضی نوعی نماد مشترک از عقیده شده است.»
این نماد کوچک، اما پرمعنا، نشاندهنده اراده، مقاومت و تسلیمناپذیری است. مشت گره کرده، یعنی «نه»، یعنی «من تسلیم نمیشوم»، یعنی «تا آخرین نفس میجنگم». این نماد، اکنون به یک هویت مشترک برای بخشی از جامعه تبدیل شده است که نشان میدهد چگونه شهادت میتواند الهامبخش و وحدتآفرین باشد. رهبر معظم انقلاب در بخشی دیگر از پیام تأکید میکنند: «اینگونه است که بار دیگر ثابت میشود که تأثیر شهید بیش از فرد حاضر است و صدای رسای او در دعوت به توحید و حقطلبی و مبارزه با ظلم و تباهی، پرطنینتر و پیامش نافذتر از دوره حیات او بوده و همچنین خواهش قلبی این شهید عظیمالقدر که سعادت این ملت و سایر ملتهای مسلمان بود، از قبل به واقعیت نزدیکتر شده است.»
این بخش از پیام، فلسفه شهادت را به زیبایی تبیین میکند. شهید با مرگش، از دنیا نمیرود، بلکه صدایش بلندتر و اثرش عمیقتر میشود. خواهش قلبی رهبر شهید انقلاب، سعادت ملت ایران و ملتهای مسلمان بود و این خواسته، با مقاومت و ایستادگی مردم، به واقعیت نزدیکتر میشود.
بنابراین، این یادداشت با این نتیجهگیری کامل میشود که هنرهای رهبر شهید انقلاب، ریشه در ایمان، ایثار و عنایات الهی داشت. ایثار ایشان در جوانی برای پدر، مقدمهای برای ظهور درخشانتر ایشان در صحنههای بزرگتر بود. خیرخواهی و مواسات، کلید دریافت امدادهای الهی است و شهادت، نقطه عطفی برای ظهور وجوه پنهان شخصیت رهبر و الهامبخشی به نسلهای آینده است. در یادداشتهای بعدی، به بررسی حضور مردم، نقش مذاکرات و راهکارهای عملی برای تقویت ایران قوی خواهیم پرداخت.