تلفیق نظریه و عمل در اندیشه رهبر شهید انقلاب
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، دکتر مختار شیخحسینی، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی، در نشست تخصصی با موضوع «شخصیتشناسی تمدنی رهبر شهید انقلاب» به بررسی شاخصهای سیاسی در اندیشه و عمل رهبر شهید انقلاب پرداخت و با واکاوی دقیق این ابعاد، تفاوت بنیادین میان «متفکر سیاسی» و «رجل سیاسی» را در ادبیات علوم سیاسی معاصر تبیین نمود.
وی در ابتدای سخنانش با اشاره به چالشهای موجود در عرصه مدیریت سیاسی جهان، اظهار داشت: در بسیاری از موارد، حاکمان و مدیران ارشد فاقد یک منظومه فکری منسجم و نظریهپرداز هستند و از سوی دیگر، نظریهپردازان علوم سیاسی اغلب از فضای اجرایی و واقعیتهای میدانی دوری میجویند. این گسست میان «نظریه» و «عمل»، یکی از معضلات اساسی علوم سیاسی مدرن است. اما شخصیت رهبر شهید انقلاب، الگویی جامع و بینظیر است که هر دو بُعد نظری و عملی را در خود تلفیق کرده است.
شیخحسینی افزود: ایشان از یک سو، بر مبنای یک جهانبینی اسلامیِ عمیق، به تولید نظریه، تحلیل پدیدههای اجتماعی و سیاسی و تبیین مبانی فکر میپردازند و از سوی دیگر، دههها تجربه عملی، درخشان و اثباتشدهای در سطوح عالی مدیریتی، از جمله دوران ریاستجمهوری و سالهای طولانی رهبری انقلاب اسلامی را در کارنامه خود دارند. این همافزایی میان دانش تئوریک و تجربه اجرایی، شکاف سنتی میان ایده و عمل را پر کرده و الگویی نوین در علوم سیاسی معاصر ارائه داده است.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی، سه رکن اصلی مبانی فکری رهبر انقلاب را برشمرد: نخست، «مرجعیت قرآنی» که تمام تحلیلها و تصمیمات را با وحی الهی پیوند میزند؛ دوم، «جامعیت اسلام» که نگاه ایشان را فراتر از مباحث فقهی صرف، به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و تمدنی گسترش میدهد؛ و سوم، «نگاه استراتژیک و تمدنساز» که اهداف کوتاهمدت را فدای آرمانهای بلند تمدنی نمیکند.
وی در ادامه با تفکیک دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مهمترین مولفههای کنشگری رهبر شهید انقلاب را تشریح کرد.
دکتر شیخحسینی در بخش سیاست داخلی، بر چند اصل کلیدی تأکید ورزید. نخستین اصل، تأکید همیشگی بر نقش محوری و حقیقی مردم در تحقق مشروعیت و اقتدار نظام اسلامی است. بدون مشارکت آگاهانه مردم، هیچ نظامی نمیتواند تداوم یابد. اصل دوم، ضرورت توسعه بومی و اتکا به توانمندیهای داخلی است؛ رویکردی که فراتر از الگوهای تحمیلی شرق و غرب، بر پایه ظرفیتهای درونی جامعه اسلامی استوار است. اصل سوم، صیانت از استقلال سیاسی کشور در برابر نفوذ و فشار قدرتهای بزرگ است و اصل چهارم نیز تحقق عدالت اجتماعی با حمایت ویژه از اقشار مستضعف و محروم جامعه میباشد.
دکتر شیخحسینی در بیان سیاست خارجی نیز، بر خطوط قرمز و اصول راهبردی که رهبری انقلاب را از سایر بازیگران منطقه و جهان متمایز میکند، اشاره کرد و گفت: مهمترین اصل در سیاست خارجی، «نفی سلطهگری و استعمارزدایی» در تمامی اشکال آن است. این رویکرد نه تنها در برابر استعمار کلاسیک، بلکه در برابر انواع جدید سلطهگری اقتصادی و فرهنگی نیز جاری است.
وی افزود: دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان در عرصه بینالملل، اولویت همیشگی سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده است و در این میان، مسئله فلسطین و حمایت از مقاومت اسلامی، به عنوان نماد مبارزه با ظلم، جایگاه ویژهای دارد. همچنین، تأکید بر عزت و کرامت امت اسلامی، از دیگر ارکان سیاست خارجی است.
شیخحسینی در این باره یادآور شد: این رویکرد مستند به آیات شریفه قرآن کریم، به ویژه آیه «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» (و عزت از آنِ خداست و پیامبر اوست و مؤمنان) و همچنین قاعده فقهی «نفی سبیل» است که بر عدم اجازه تسلط کفار بر مؤمنان دلالت دارد.