فرقه رادیکالِ دراویش صهیونیستی در جنگ چه میکنند؟!
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا در تهران، سید رضا موسوی کارشناس فرق و ادیان در یادداشتی به نقد فرقه دراویش در ایام جنگ و تهاجم دشمن پرداخته است:
متن این یادداشت از قرار زیر است:
فرقه رادیکالِ دراویش صهیونیستی؛
در جنگ پیشرو در میانهی نبردی که امروز دیگر تنها با سلاح و موشک تعیین نمیشود، بلکه در عرصهی ذهن و ادراک مردم رقم میخورد، گروههایی پدید آمدهاند که مأموریت اصلیشان تضعیف روحیه و باور ملی ملت ایران است. یکی از این گروهها، فرقه رادیکال «دارویش صهیونیستی» هستند.
آنها در حالی که مدعی درویشی گری هستند؛ اما در واقع بعنوان بازوی عملیاتی دشمن برای جنگ شناختی علیه ایران به شمار می روند.
این شبه دراویش با نقاب کار فرهنگی و رسانهای، مجری بخشی از طرح دشمنان برای بسترسازی اجتماعی تجزیه و انهدام ایران هستند.
این فرقه با بهرهگیری از گفتمان فریبنده و شعارهای دروغین درباره آزادی، حقوق بشر و صلح، نقشی فعال در عملیات روانی و تبلیغاتی جریانهای غربی بهویژه رژیم صهیونیستی و آمریکا ایفا میکند. رهبران و اعضای شاخص این فرقه طی سالهای اخیر به وضوح از موضع یک نیروی وابسته رفتار کردهاند.
آنها نه تنها در تقابل با جمهوری اسلامی ایران سخن میگویند، بلکه آشکارا از اقدامات خصمانه واشنگتن و تلآویو در برابر ملت ایران حمایت میکنند. در مصاحبهها و پیامهای رسانهای خود، همواره تلاش دارند تصویری وارونه از واقعیت بسازند: دشمن متجاوز را «نجاتبخش» معرفی کرده و مقاومت ملت ایران را «ستیزجویانه» جلوه دهند.
این رویکرد کلاسیک جنگ شناختی است؛ یعنی تحریف درک مردم از دوست و دشمن، از اقتدار و ضعف، از امید و یأس.
یکی از چهرههای شاخص این جریان، وحید بهشتی است؛ فردی که در پیامهای رسانهای اخیر خود، نهتنها آمریکا و شخص دونالد ترامپ را رهبر “جنگ آزادی ایران” میخوانَد، بلکه از مردم میخواهد با «پیروی از ترامپ» به خیابانها بیایند. چنین سخنانی بهوضوح از هماهنگی میان این گروه و اتاق فکرهای جنگ روانی بیگانه حکایت دارد.
هدف اصلی آنها القای این تصور است که تنها راه رهایی ملت ایران، اتکاء به دشمن خارجی و تضعیف ساختار داخلی کشور است.
فرقه رادیکال درواِیش صهیونیستی اکنون به ابزار رسانهای پیچیدهای تبدیل شده است که در صدد تخریب امید اجتماعی و اعتماد عمومی به ارکان نظام هستند.
در برنامههای آنها، دشمنانِ ملت ایران مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان نیروهای «صلحطلب» و «منجی» معرفی میشوند، در حالی که سیاستهای تجاوزکارانه و جنایات آنها در منطقه بهکلّی سانسور میگردد.
در مقابل، جمهوری اسلامی دائماً با برچسبهایی مانند «ضد حقوق بشر» یا «عامل بیثباتی» معرفی میشود تا افکار عمومی را علیه خود تحریک کنند.
این فرقه بهخوبی میداند که برای موفقیت در جنگ شناختی نیازی به اسلحه ندارد؛ کافی است ذهن مردم را فتح کند. به همین دلیل، با بهرهگیری از تکنیکهای تبلیغاتی مدرن، از جمله بزرگنمایی مشکلات داخلی، برجستهکردن نقاط ضعف اقتصادی، و ارائه تصویری تیره از آینده کشور، میکوشد «احساس شکست» را در جامعه تزریق کند.
القای ناتوانی و شکستپذیری ایران، تضعیف ایمان مردم به حاکمیت و بیاثر نشان دادن هر تلاشی برای پیشرفت، در متن عملیات روانی آنها جایگاهی محوری دارد.در واقع، مأموریت رسانهای و فکری این فرقه همراستا با طرح بزرگتر دشمن است: ایجاد شکاف در جبهه درونی ایران.
آنها تلاش دارند مردم را از نظام جدا کنند، با این تصور که تغییرات سیاسی تنها از بیرون ممکن است، نه از درون و با اراده ملی. این دقیقاً همان نقطهای است که دشمنان خارجی امید بستهاند تا مقاومت تاریخی ملت ایران را بشکنند.
بنابراین می توان گفت در جنگ شناختی امروز، هر پیام، هر پست و هر مصاحبه میتواند گلولهای فکری باشد که به روحیه یک ملت شلیک میشود.
فرقه دارویش صهیونیستی در این میدان، بازوی رسانهای و روانی دشمنان است. اعضای آن با ژستهای روشنفکرانه و عناوین جعلی، در پی پاکسازی چهرهی متجاوزان و سیاهنمایی از وطن خود هستند. این جریان به ظاهر فرهنگی، عملاً به پیادهنظام رسانهای دشمن بدل شده است—جریانی که اگر با آگاهی، تحلیل و بصیرت با آن مقابله نشود، میتواند ذهن جوانان و افکار عمومی را آلوده به شک و سرخوردگی کند.در این شرایط، مهمترین سلاح ملت ایران، همان عنصر آگاهی و ایمان است.
مردم اگر بدانند که پشت پردهی این چهرههای مدعی آزادی، جریانهای امنیتی و اتاقهای جنگ روانی بیگانه پنهان شدهاند، هرگز فریب زبان فریبندهی آنها را نخواهند خورد. در عصر جنگ روایتها، روشنگری و تقویت سواد رسانهای، قویترین دفاع در برابر این بازوی فریب صهیونیستی است.