عهدی جاودان با شهید انقلاب اسلامی؛ تداوم راه پرچمداری جبهه حق
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در بخش ششم از پیام تکاندهنده و معنوی رهبر معظّم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، نوبت به وداعی احساسی اما سرشار از عزم و پیمان میرسد؛ روی سخن در اینجا با «رهبر شهید»، آیتالله خامنهای عزیز است. متنی که بیش از آنکه یک پیام تسلیت معمول باشد، تجلیگر عمق ارتباط معنوی میان رهبر زنده و رهبر شهید، و تبیینکننده جایگاه رفیع آن بزرگمرد در افکار عمومی و نزد پروردگار است.
رهبر معظّم انقلاب در آغاز این بخش، با بیان « رهبر شهیدمان با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید»، درد مشترک ملت و امت اسلامی را بیان میدارند. داغی که نه تنها در قلب یاران و همرزمان، بلکه در دلهای تمام کسانی که راه راستین را شناختهاند، نشسته است. اما در ادامه، نگاه ایشان از غم و اندوه، به زیبایی و جلالِ «عاقبت به خیری» معطوف میشود. شهادت در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضانالمبارک، پایانبندیای است که هر مؤمنی آرزویش را دارد. رهبر معظم انقلاب یادآور میشوند که این شهادت، پاسخی به اشتیاق دیرینهی آن رهبر فرزانه بود؛ اشتیاقی که سرانجام در بهترین زمان و با بهترین حال (در حال عبادت و تلاوت کلام الله) محقق گردید.
این بخش از پیام، به یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید انقلاب میپردازد: «مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید و خم به ابرو نیاوردید.» این جمله، تصویری دقیق از سیره عملی آن بزرگمرد ارائه میدهد. مظلومیت در فرهنگ اسلامی، تنها به معنای بیگناهی نیست، بلکه به معنای تحمل ظلم در مسیر حق بدون کوتاه آمدن از اصول است. رهبر شهید انقلاب، سالها در برابر توطئهها، تهمتها و فشارهای داخلی و خارجی ایستادگی کرد، اما هرگز این مظلومیت را بهانهای برای واکنشهای احساسی یا از کوره در رفتن قرار نداد. ایشان با «حلم» و «اقتدار»، سدی محکم در برابر دشمنان بودند و این الگو، اکنون به عنوان درسی گرانبها برای رهبر جدید انقلاب و تمام مسئولین باقی مانده است.
نکتهی بسیار عمیق و تأملبرانگیز در این بخش، اشاره به این واقعیت است که «بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود.» این اعتراف صریح، حکایت از ابعاد پنهان شخصیت و خدمات رهبر شهید انقلاب دارد. ابعادی که شاید در زمان حیات ایشان، به دلیل مصلحتهای نظام، یا وجود «حجابها و موانع» سیاسی و اجتماعی، به طور کامل آشکار نگردید. تاریخ قضاوت خواهد کرد که این رهبر حکیم، چه گنجینههایی از دانش، تدبیر و معنویت را در اختیار این ملت گذاشت و چگونه با هوشمندی، کشتی انقلاب را در طوفانهای سهمگین به ساحل نجات رساند. این انتظار برای شناخته شدن واقعی، نشاندهنده عمق تأثیرگذاری ایشان است که گذر زمان، تنها بر عظمت آن میافزاید.
رهبر معظّم انقلاب سپس با ادبیایی سرشار از محبت و توسل، از رهبر شهید انقلاب میخواهند که از «مقام قرب» در جوار انوار طیبه، صدیقین، شهدا و اولیا، باز هم به فکر پیشرفت این ملت و همه ملتهای جبهه مقاومت باشند و برای آنها «وساطت» نمایند. این درخواست، ریشه در باور عمیق شیعی به «حیات طیبه» شهدا و تأثیرگذاری آنان در دنیای مادی دارد. شهادت، پایان نیست، بلکه آغاز گشایشی جدید برای تأثیرگذاری در هستی است. رهبر معظم انقلاب با این جمله، ارتباط میان شهید و امت را قطع نمیکند، بلکه آن را به سطحی والاتر میبرد؛ سطحی که در آن شهید، حامی و پشتیبان ملت از عالم بالا است.
در پایان این بخش، رهبر معظّم انقلاب یک «عهد» تاریخی و مقدس میبندند: «ما با شما عهد میبندیم که برای اعتلای این پرچم که پرچم اصلی جبهه حق است و برای وصول به مقاصد مقدس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.» این عهد، خطاب به رهبر شهید انقلاب، اما در حضور ملت و تاریخ بسته میشود. عهدی برای ادامه دادن راه، برای ایستادگی در برابر ظلم، و برای تحقق آرمانهایی که رهبر شهید انقلاب سالها برای آنها جنگید و تلاش کرد.
این بیانات، در واقع پل ارتباطی میان نسل شهید و نسل ادامهدهنده راه است. رهبر معظم انقلاب با این پیام، به دنیا اعلام میکند که رهبر شهید انقلاب، فیزیکی میان ما نیست، اما راهش با قدرت ادامه دارد. عهدی که بسته میشود، ضمانتی برای استمرار انقلاب است. این عهد، نه فقط یک تعهد کلامی، بلکه یک پیمان عملی است که در میدانهای نبرد، در عرصه سیاست، و در دلهای مؤمنان تجلی خواهد یافت. ملت ایران با امضای این عهد با رهبر خود، بار دیگر ثابت میکند که نور شهادت هرگز خاموش نمیشود و راه حق، همواره با خون شهیدان آبیاری میشود.