ویژگیهای بارز اخلاقی آیتالله سید مجتبی خامنهای
اشاره: در فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه، شناخت چهرههای تأثیرگذار و علمی که دینداری و اخلاق را سرلوحه زندگی خود قرار دادهاند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در همین راستا، خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در گفتوگویی تفصیلی با حجتالاسلام محمد علیآبادی، استاد حوزه های علمیه به بررسی ابعاد مختلف شخصیت استاد معظم، آیتالله حاج آقا سید مجتبی خامنهای پرداخت.
مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:
رسا ـ در ابتدا درباره شناخت عمومی از شخصیت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای و آنچه در اذهان مردم نقش بسته است، توضیح دهید.
افراد مختلفی در دیدارها و گفتوگوها از ما سوال میپرسند که دقیقاً حضرت آیتالله حاج آقا سید مجتبی خامنهای چه کسی هستند و چه ویژگیهایی دارند؟ در واقع، وقتی نام ایشان برده میشود، آنچه که بیشتر در اذهان مخاطبین عمومی جامعه جلوه میکند و شاید معروفترین عنوان برای ایشان باشد، بعد سیاسی ایشان است؛ اینکه ایشان فرزند رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند.
بدون شک این افتخاری بزرگ و عنوانی والاست، اما گاهی این عنوان سیاسی یا نسبی، آن چنان بر ذهنیتها سایه میاندازد که سایر ابعاد وجودی ایشان را تحتالشعاع قرار میدهد. در حالی که شخصیت علمی و معنوی و اخلاقی ایشان، ابعادی است که باید مقدم بر سایر موارد شناخته شود.
من همیشه در معرفیهایم بر این نکته تاکید کردهام که اصلاً وقتی شما با ایشان ارتباط میگیرید و محضرشان را درک میکنید، اولین چیزی که شما را جذب خودش میکند و جلب توجه مینماید، آن شخصیت معنوی، اخلاقی و رفتار متواضعانه ایشان است.
اگرچه ایشان به برکت تربیت خانوادگی و تلاشهای خالصانه، دارای جامعیت کامل در تمام ابعاد (سیاسی، علمی و اخلاقی) هستند، اما آن جذبه معنوی و اخلاقی است که پیش از هر چیز، مخاطب را به خود خیره میکند و مقدم بر دو بخش دیگر میچربد.
رسا ـ شما به ویژگیهای اخلاقی اشاره کردید. آیا میتوانید مثال خاصی از این رفتارها در ذهن دارید که برای مخاطبانمان قابل لمس باشد؟
یکی از مواردی که همیشه همه دوستانی که با ایشان مرتبط بودهاند، کاملاً برایشان محرز و مسجل بوده و مشغولیت ذهنشان بوده، مسئله تواضع و احترام به دیگران است. به عنوان مثال، ما گاهی توفیق داشتیم که باید به تهران میرفتیم و خدمت ایشان میرسیدیم تا گزارشی را ارائه دهیم. ایشان در جلسات متعدد و مکرر، با صمیمیت کامل میفرمودند: «از اینکه شما به زحمت افتادید و از قم تا تهران آمدید، من عذرخواهی میکنم.»
جالب توجه است که این عذرخواهی همیشه وجود داشت، با اینکه ما موظف بودیم و اصلاً ما جزو نیروهای ایشان محسوب میشدیم و باید این کار را میکردیم. اما این خلق نیکو، این اخلاق و این تواضع کاملاً مشهود بود و بدون اینکه تصنعی باشد یا بدون اینکه اصلاً اینچنین تصویری در ذهن مخاطب القا شود، بسیار جذاب و ویژه بود. این تواضع در درسهای عمومی بیشتر جلوه میکرد.
همچنین، دغدغه همیشگی ایشان در مورد نحوه برخورد با طلاب و شاگردان بسیار قابل توجه بود. ایشان همواره تاکید میکردند که باید به طلاب و فضلا احترام ویژهای گذاشته شود و حتماً کرامت و احترام آنها رعایت گردد. در حالی که ما شاگردان ایشان بودیم و خدمتگزاری به ایشان وظیفه ما محسوب میشد، اما این خلق نیکو و تواضع حضرت استاد کاملاً مشهود بود.
اگر توفیق پیدا میکردیم که الحمدالله گاهی پیش میآمد و وقت جلسه به ظهر میخورد، نماز را به امامت ایشان اقامه میکردیم. باید بگویم که آن معنویت و حضور قلب در نماز ایشان، انسان را واقعاً میگرفت و توفیقی بود برای امثال بنده که بتوانیم در رکاب این بزرگوار نماز جماعت را بخوانیم.
رسا ـ یکی از محورهای مهم در سیره اهلبیت (علیهمالسلام)، توجه به مستضعفان است. آیا ایشان نیز در این زمینه سابقه یا رویکرد خاصی دارند؟
در یکی از جلسات، توجه ایشان به بحث فقرا و نیازمندان را از بحثهای خیلی قدیم و به تعبیر خودشان در ایام طفولیت و کودکی بازگو کردند. ایشان فرمودند که با تربیتی که حضرت آقا (رهبر معظم انقلاب) به ایشان و دیگر اخوان بزرگوار داشته بودند، این روحیه در ایشان نهادینه شده است.
ایشان خاطرهای تعریف کردند که در ذهن حقیر مانده است. فرمودند: روزی در اتاقی نشسته بودیم که در آن، وسایل و به تعبیر امروز، اقلام معیشتی یا کمکهایی برای فقرا وجود داشت. ما و دیگر اخوان آنجا بودیم که حضرت آقا وارد اتاق شدند (این دوران ریاست جمهوری حضرت آقا بود). وقتی آقا تشریف آوردند و آن فضا را دیدند، ایشان دست بلند کردند و با حالت خشنودی و رضایت الهی فرمودند: «الحمدلله که ما با فقرا مرتبط هستیم و خدمتگزار به فقرا هستیم.»
استاد فرمودند: این صحنه و این جمله پدر، چنان در ذهن من اثر گذاشت که از آن لحظه به بعد، نگاه من به فقرا کاملاً تغییر کرد و یک جلوه خاص پیدا کرد. برای من، فقرا و نیازمندان جذابیتی خاص پیدا کردند و هر کدام از آنها را که میدیدم، پدر خودم را در آنها میدیدم. چرا که پدرم الگو و اسوه من بود و محبوبترین شخصیت در قلب من؛ وقتی دیدم پدرم اینگونه با فقرا برخورد میکند، اینگونه به آنها عشق میورزد و از ارتباط با آنها ابراز رضایت میکند، از همان دوران کودکی تمام فکر و ذکر من شد که بدانم این فقرا چه کسانی هستند که انسان باید به آنها افتخار کند و با آنها در ارتباط باشد.
رسا ـ در خصوص مدیریت و مسائل علمی حوزوی، چه رویکردهایی از ایشان به یاد دارید؟
در ادامه آن جلسه و در گزارشهایی که ارائه میشد، جسته و گریخته مطالبی بیان شد که یکی از موارد آن، حفظ احترام به طلاب و فضلا و سعی در تقویت علمی و رشد علمی عزیزان بود. ایشان همیشه در جلسات مکرر این را به دستاندرکاران مجموعههایی که ارتباط علمی و تحصیلی برای طلاب دارند، تاکید میکردند.
به هر حال ما که به خدمت ایشان همراه با مدیریت محترم و معاونین میرسیدیم تا گزارش کار مدرسه را بدهیم، ایشان روی این مسئله خیلی تاکید داشتند که چگونه راهکارهایی پیدا کنید تا مسائل مطالعات و برنامهریزیها به این رشد علمی منجر شود. اما در کنار این رشد علمی، همیشه بر حفظ حرمت و احترام ویژه طلاب تاکید داشتند. در نگاه ایشان، طلاب و فضلا شخصیتهای خیلی خاص و خیلی بزرگوارانی هستند که باید همواره مورد تکریم قرار گیرند.
نکته دیگری که همیشه از سوی ایشان به ما ارائه میشد و به عنوان یک اصل کلیدی در تمام کارها مطرح میگردید، این بود که تمام کارها و تمام مطالب میبایست در راستای اطاعت از فرمایش حضرت آقا باشد. ایشان میفرمودند: ما همه کارهایی که میکنیم، همه باید در این راستا باشد که به آن منویات و فرمایشات و تصریحات حضرت آقا جامعه عمل پوشانده شود. با توجه به اینکه پدر بزرگوارشان، شهید بزرگوار و رهبر شهید ما، در جایگاه ولی جامعه هستند، این اطاعت محض و پیروی از ولایت، در وجود ایشان نهادینه شده بود.
به طور خلاصه، سه نکته اصلی در ذهن من نقش بست که شخصیت استاد را برایم شکل داد: اول، توجه ویژه و عشق عمیق به فقرا و مستضعفان؛ دوم، تاکید فراوان بر علمآموزی و لزوم احترام به شخصیت علمی طلاب و فضلا؛ و سوم، اینکه تمام کارها باید در راستای فرمایشات و رضایت حضرت آقا باشد.
رسا ـ آیا این ویژگیها شما را به یاد شخصیت خاصی از تاریخ اسلام انداخت؟
وقتی از تهران برگشتم، تمام راه در فکر بودم که این شخصیت را من قبلاً کجا دیده بودم؟ این سه ویژگی (تقدم خواسته ولی بر خواسته خود، عشق به فقرا، و احترام به علم و عالمان) یادآور کی بود؟ این سوال ذهنم را درگیر کرده بود تا اینکه نزدیک خانه که رسیدم، یک مرتبه به یاد یک روایت شریف از امام صادق علیهالسلام افتادم که قبلاً بارها در جلسات مختلف برای دوستان نقل کرده بودم.
در آن روایت، راوی خدمت امام صادق علیهالسلام میرسد و عرض میکند: یا ابن رسول الله، ما اکثراً وقتی خدمت شما میرسیم، شما زیاد از جناب حضرت سلمان فارسی یاد میکنید و او را توصیف مینمایید. امام صادق علیهالسلام در پاسخ فرمودند: «لا تقل سلمان الفارسی و لکن قل سلمان المحمدی»؛ یعنی نگویید سلمان فارسی، بلکه بگویید سلمان محمدی.
راوی میپرسد: چرا شما اینقدر از سلمان یاد میکنید؟ حضرت فرمودند: به خاطر سه ویژگی که سلمان داشت و بر خودش اختیار کرده بود. امام صادق علیهالسلام آن سه ویژگی را اینگونه بیان فرمودند:
اول: خواسته امیرالمومنین علی (علیهالسلام) را بر خواسته خودش مقدم میداشت.
دوم: فقرا را دوست داشت و آنها را بر ثروتمندان ترجیح میداد.
سوم: علم و عالمان را بسیار گرامی میداشت و به آنها احترام میگذاشت.
و در پایان فرمودند: «ان السلمان کان عبداً صالحاً حنیفاً مسلماً»؛ سلمان بندهای صالح، حنیف و مسلمان بود.
وقتی این روایت که همیشه در ذهن داشتم، با آن سه نکتهای که استاد در آن جلسه فرموده بودند مقایسه کردم، برایم کاملاً روشن شد که شخصیت ایشان تداعیکننده شخصیت سلمان محمدی (رضیاللهعنه) بود. آن سه ویژگی که در روایت آمده بود، عیناً در سیره و رفتار استاد معظم مشاهده میشد. این شخصیت سلمانگونه، تربیتیافته مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) بود.
جالب اینکه وقتی این مطلب را در جلسات دیگری برای مدیران مجموعهها نقل کردم، عزیزانی که خودشان نیز خدمت ایشان رسیده بودند، گفتند که ایشان نیز در جلسات بعدی، اتفاقاً همین مطلب را یادآوری کرده بودند که این ویژگیها تداعیکننده آن روایت است. همچنین همیشه دیگر دوستانمان تاکید میکردند که اگر نکتهای را ایشان میفرمودند و ما عرض میکردیم که «حاج آقا ما از محضر شما این را آموختیم»، بلافاصله تاکید میکردند که «این از روایات است، این از احادیث مکتب خود اهلبیت است».
رسا ـ یکی دیگر از ابعاد مهم شخصیت ایشان، تدریس و درسهای خارج فقه و اصول است. فضای درس ایشان چه ویژگیهایی داشت؟
یکی از ویژگیهای واقعاً منحصربهفردی که به بنده حقیر جذب شخصیت این بزرگوار را کرد و توفیق پیدا کردم در درس ایشان شرکت کنم و ادامه دهم، توجه ایشان و نکته ویژهشان در رابطه با بحث احکام و مباحث فقهی و مباحث علمی حوزوی بود. این ویژگی این بود که ایشان وقتی این احکام و فقه را تدریس میکردند و بیان میفرمودند، اینها را با آن روح تعبد و بندگی القا میکردند و تبیین میفرمودند.
میخواهم اینطور بگویم که وقتی شما در جلسه ایشان حضور پیدا میکردید، این دوست داشتن و بندگی مشهود بود. در جلسات مختلف، شاگردان مختلف حاج آقا، این را یادآوری میکردند که در پایان درس ایشان، افراد مخاطب حس میکردند که الان ما موظفیم در این نمازی که انشاءالله قرار است اقامه کنیم، مثلاً نماز ظهر، یا در این عبادتی که ما قرار است انجام دهیم، چگونه آن اخلاصمان را و آن حضور قلبمان را بیشتر کنیم.
بحثهای علمی ایشان یک بحث علمی خشک و یا به تعبیری بحثهای مناسک و اعمال خشک بیان نبود. جدا شده از مباحث تعبدیات و اخلاص و آن بندگی نبود. بلکه آنطور که بزرگواران همه مطلع هستند، از مبانی استاد در مباحث مختلف این بود که مهمترین و بالاترین مصلحت را در احکام، انقیاد و اطاعت است، اثر درس فقه و اصول ایشان هم اتفاقاً همین مباحث اخلاقی و تربیتی بود. که در واقع شخصیت یک فرد را خیلی عمیق با مطالب واقعاً به تعبیری بخواهیم بگوییم معنوی و عرفانی در احکام آشنا میکرد.
از همان روز اول که بنده در درسهای ایشان حضور پیدا کردم، میدانستم اصلاً جنس درس ایشان یک طوری بیان و القا میشود که گمشدهای است که ما طلبهها همیشه نیاز بهش داشتیم و دنبالش میگشتیم و الحمدالله در درس این بزرگوار همیشه جاری و ساری بود.
رسا ـ آیا میتوانید درباره ساختار درس ایشان و نحوه ترکیب مباحث نیز توضیح دهید؟
یکی دیگر از مطالبی که خیلی ویژه هست و واقعاً جذبیت شخصیت ایشان را از نظر علمی میرساند، این تلفیق بحثهای فقهی و اصولی و تفسیر بود. یعنی شما وقتی درس این بزرگوار شرکت میکردی، آن دو ساعتی که مثلاً ساعت هشت تا ده که معمول درسهای حوزه هست، اولش درس تفسیر بود. نکات تفسیری در عرض ده دقیقه اول، بعضی اوقات پنج دقیقه، خیلی کوتاه قبل از بحثهای فقه درس خارج فقه بیان می کردند، خود همین نکات تفسیری و خود مروری بر سورههای مختلفی که داشتند، ایشان به ترتیب، مثلاً سوره لقمان را که ما بارها مباحث هم گذاشته بودیم، از اول آیه شروع میکردند تا پایانش، بعد سوره بعد، همه سورههای کوتاه قرآن را هم معمولاً در جلسات ابتدایی درس داشتند.
خب آن نکات خیلی بلیغ، خیلی شفاف، خیلی معنوی، خیلی اخلاقی که ایشان هستند، الحمدالله هم صوت و این درسها ضبط و برخی هاشون تبدیل به متن شدهاند. انسان وقتی با اینها برخورد میکرد، با اینها به عنوان یک گنجینه ویژه توجه میکرد و خود این یک تربیت اخلاقی به مخاطب میداد که این استاد بزرگوار چگونه شاگردان و مرتبطین با خودش را با معارف اهلبیت، قرآن و عترت رشد میدهد.
این مطالب واقعاً گنجینهای است که الان هست و در اختیار دوستان میتواند باشد. این شیوه تدریس نشان میدهد که برای ایشان، فقه جدا از عرفان و عمل جدا از اخلاق نبود و تلاش داشتند دانشجویان و شاگردان را متفکران و متخلقان به اخلاق اسلامی تربیت کنند.