ابعاد و زمینه های کشتار مسلمانان در میانمار

به گزارش خبرگزاری رسا، اوضاع اقلیت مسلمان میانمار همچنان اسفناک است. چنان که در تاریخ معاصر جهان هیچ ملتی تاکنون این گونه در میان این همه خونسردی و سکوت مجامع بین المللی و محافل حقوق بشری و بی خیالی دولت داخلی سرکوب نشده بود.
در روزهای اخیر در حالی که شکست های پی در پی گروه افراط گرای داعش در عراق و آزاد سازی تلعفر به خبر خوب تبدیل شده، در گوشه ای دیگر از جهان، فرسنگ ها دورتر از خاورمیانه پر آشوب، افراط گرایی های از جنس غیراسلامی بیداد می کند که این بار مسلمانان قربانیان اصلی آن هستند. جنایاتی همچون به آتش کشیدن خانه های مسلمانان، تجاوز به زنان آنها در ملاء عام، مصلوب کردن مردان مسلمان و آتش زدن زنده زنده آنها، که هر چند چیزی کم از خشونت و قساوت داعش ندارند؛ اما به دلایلی خاص به تیتر یک رسانه ها تبدیل نمی شود، هیچ سازمانی بین المللی وظیفه خود نمی داند که فراتر از محکومیت کاری انجام دهد و هیچ کشور غربی تشکیل ائتلاف برای مقابله با این امر را تعهد و مسئولیت انسانی خود نمی بیند!
تندروهای بودایی عاملان اصلی کشتار مسلمانان میانمار
گروههای تندرو بودایی و شبه نظامیان روهینگیایی با حمایت دولت اتحادیه جمهوری میانمار و در سکوت مجامع بین المللی، دسته دسته مسلمانان را قتل عام کرده، آتش می زنند و به دریا میاندازند. در سه هفته گذشته، اکثریت بودایی میانمار به شکلی سازمان یافته اقدام به قتلعام اقلیت غیرمسلح مسلمانان روهینگیا کرده است؛ موضوعی که موجب شده تا ۲۷۰ هزار تن از آنها به بنگلادش بگریزند و اینها همه در شرایطی است که سربازهای میانماری حتی زمانی که این افراد در حال عبور از مرزها هستند، آنها را هدف گلوله قرار میدهند.
اما برای درک بهتر و روشن وقایع و فجایعی که در میانمار بر علیه مسلمانان انجام می شود، شناخت جغرافیای سیاسی، اجتماعی، مذهبی و ... میانمار پیش از هر چیز ضروری می نماید.
میانمارکجاست؟
میانمار یا همان برمه سابق که بانام رسمی اتحادیه جمهوری میانمار شناخته میشود، در آسیای جنوب شرقی قرار دارد که از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک داشته و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محصور است.
میانمار با مساحت ۶۷۸ هزار و ۵۰۰ کیلومتر مربع دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرقی است. این کشور ۱۹۰۰ کیلومتر مرز آبی دارد. در سال ۱۸۲۴ برمه توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال ۱۹۳۷ بریتانیا برمه را به همراه منطقه «آراکان» که اکنون به آن راخین نیز میگویند، مستعمرهای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال ۱۹۴۸ بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد و از آن زمان به «میانمار» تغییر نام یافت. میانمار از نظر مساحت چهلمین کشور بزرگ جهان و ازنظر جمعیت بیستمین کشور پرجمعیت دنیا است. میانمار حاوی منابع غنی نفت و گاز نیست و ارزش مادی خاصی برای کشورهای توسعه یافته ندارد. همین مسأله توضیح می دهد که چرا هیچ یک از کشورهای مدافع حقوق بشر حاضر نیستند به خاطر نسل کشی های رخ داده در آن، دست به اقدامی جدی بزنند. برمه از سال ۱۹۶۲ تا سال ۲۰۱۱ تحت یک رژیم نظامی اداره میشد ولی در سال ۲۰۱۲ و پس از برگزاری انتخابات، این رژیم رسماً پایان یافت و حکومتی تقریباً نیمه نظامی جایگزین آن شد.
این کشور از جمعیتی بالغ بر ۵۵ میلیون نفر برخوردار است. در حدود ۸۹ درصد مردم میانمار بودائی، ۴ در صد مسیحی و ۴ در صد مسلمان ( تقریباً دو میلیون نفر) و یک درصد هم پیرو آیین هندو هستند. در سال ۱۹۸۲ قانون حقوق شهروندی به تصویب رسید که به واسطه این قانون از میان ۱۴۴ اقلیت موجود در میانمار ۱۳۵ اقلیت حق شهروندی دریافت کردند و ۹ دسته از اقوام اقلیت از حق شهروندی محروم شدند که بزرگترین این اقلیتها، قوم روهینگیا (Rohingya) است.
روهینگیایی ها کیستند؟
روهینگیا ۴ درصد جمعیت میانمار را تشکیل میدهند و بیشتر در ایالت راخین در سواحل غربی میانمار ساکن هستند. استان راخین یکی از محرومترین استانهای میانمار است و اغلب مسلمانان روهینگیا در اردوگاهها زندگی می کنند و بدون اجازه دولت مرکزی اجازه خروج از استان راخین و سفر را ندارند. آمار رسمی جمعیت روهینگیا ۶ میلیون نفر است. مذهب مردم روهینگیا اسلام سنی با عناصری از تصوف است. در توصیف وضعیت مسلمانان روهینگیا همین بس که سازمان ملل متحد و همچنین اغلب رسانههای بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری، مردم روهینگیا را جزو تحت ستمترین اقلیتها در جهان توصیف میکنند!
به باور تاریخ دانان و گروه های فعال روهینگیا، آنان از قرن ۱۲ میلادی در مناطق فعلی اشان در میانمار ساکن شده اند. اغلب مسلمانان روهینگیا اما حدود یکصد سال پیش بین سال های ۱۸۲۴ تا ۱۹۴۸ در زمان حاکمیت بریتانیا بر منطقه از هند و بنگلادش به کشوری که اکنون میانمار شناخته می شود برای کار مهاجرت کردند. در آن زمان میانمار استانی از هندوستانی محسوب می شد که تحت سیطره بریتانیا بود و مهاجرت روهینگیا هم مهاجرتی داخی محسوب می شد. در۱۹۶۲ نظامیان از طریق یک کودتا قدرت را در میانمار به دست گرفتند. همه شهروندان ملزم به داشتن کارت شناسایی ملی شدند اما به روهینگیاییها فقط کارت هویتی داده شد که آنان را «خارجی» معرفی می کرد و در نتیجه امکان تحصیل و کار آنان را محدود می کرد. قانون شهروندی جدیدی در ۱۹۸۲این وضعیت را اسف بار تر کرد و روهینگیاییها حتی جزو ۱۳۵ گروه قومی میانمار به رسمیت شناخته نشدند که این وضعیت بدتر از گذشته تا به امروز نیز ادامه داشته است.
سابقه کشتار مسلمانان میانمار
تقریبا هیچگاه همزیستی صلح آمیزی بین مسلمانان و غیر مسلمانان در راخین وجود نداشت. از دهه ۱۹۷۰ در چندین مرحله خشونتها علیه روهینگیاییها فزونی گرفت و سبب شد گروه هایی از آنان از میانمار فرار کرده و به کشورهای همسایه مانند بنگلادش، مالزی، تایلند، و سایر کشورهای جنوب شرقی آسیا پناهنده شوند. بسیاری از آنان در حال فرار از میانمار مورد اذیت و آزار، تجاوز، و شکنجه ماموران امنیتی میانمارقرار گرفته و یا کشته شدند.
طبق آماری که اعلامشده بود تعداد ۱۵۰ هزار نفر از مسلمانان میانمار در اثر جنگهای داخلی و نسلکشی در سال ۱۹۴۲ میلادی به قتل رسیده و جان خود را از دست دادند.
اگر به گذشته برگردیم می بینیم که در سال ۱۹۶۲ نظامیان با سرکردگی ژنرال «نی وین» دست به یک کودتای نظامی زدند که منجر به سرنگونی دولت غیرنظامی نخستوزیر «اونو» گردید. ژنرال نی وین یک حکومت دیکتاتوری کمونیستی در کشور میانمار تأسیس کرد . ژنرال نی وین نیز دست به قتلعام و کشتار مسلمانان میانمار زد و در اولین سالهای حکومت دیکتاتوری خود ۲۰ هزار مسلمان میانماری را به قتل رسانید. این قتلعامها و تجاوزها به حقوق و جان و مال مسلمانان ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال ۱۹۹۲ میلادی ۲۰۰ هزار مسلمان به کشور بنگلادش پناهنده شدند. قتلعامهای اخیر از سال ۲۰۱۱ میلادی و پس اعلام یک راهب افراطی ملیگرا به اسم «آشین ویراتو» که گفت: مسلمانان طرحهای بزرگ و گستردهای را علیه دولت و اکثریت ۸۹ درصدی بودایی این کشور آماده کردهاند، شدت بیشتری گرفت.
عوامل دخیل در کشتار مسلمانان میانمار
در خصوص علل و چرایی کشتار مسلمانان و عوامل مؤثر در کشتار مسلمانان میانمار که در نوع خود یک نسل کشی تمام عیار است می توان به سلسله عوامل داخلی و خارجی زیر اشاره کرد:
یک؛ تبعیض نژادی
به گفته «سلکوم کولاک اوغلو» کارشناس ترک حاضر در سازمان تحقیقات استراتژیک بین الملل آنکارا، دولت میانمار از زمان استقلال این کشور، یک سیاست حذفی را در قبال مسلمانان به کار گرفته تا کشوری را براساس آئین بودا تشکیل دهد. در این زمینه سایر مذاهب و گروههای قومی یا مجبور به همسان شدن با بودائیان شدهاند و یا آنکه به اجبار دست به مهاجرت زدهاند. این سیاست با هدف کاهش نفوذ گروههای مختلف دینی در میانمار انجام شده است. محمد الماسری میگوید که «یو نو» اولین رئیس جمهور میانمار مسئول رسمی کردن آیین بودایی در میانمار بود. بعد از عزل وی در ۱۹۶۲، ژنرال «نی وین» تمام سربازان مسلمان را از ارتش اخراج کرد. میانمار در حال حاضر شاهد پاک سازی نژادی تمام عیار هست، مثل چیزی که در میانه دهه ۱۹۹۰ در بوسنی و هرزگوین جریان داشت و یا صهیونیستها در حق فلسطینیها انجام دادهاند. هیچ بعید نیست که در مورد مسلمانان میانمار هم مثل فلسطین و بوسنی معامله پشت پردهای میان غرب و دولت نظامیان میانمار صورت گرفته باشد.
دو؛ منافع آمریکا و چین
آنچه مجدداٌ در میانمار این روزها رخ میدهد از نقطه نظری خاص ادامه مبارزه خاموش چین و آمریکا است. چین علاقه ای به حضور آمریکا در میانمار به بهانه دفاع از حقوق بشر، دموکراسی و نیز حمایت فیگورهایی چون خانم سوچی یا دالای لاما ندارد. کوچ اجباری و سیستماتیک اقلیت مسلمانان میانمار و یکسان سازی قومی- مذهبی در این کشور به صورت آگاهانه توسط ارتش و با حمایت چین برای بستن همه منافذِ نفوذِ نرم آمریکا صورت میگیرد.
در همین راستا باید تأکید داشت ساحل میانمار دارای یکی از بزرگترین آبراههای راهبردی جهان یعنی «تنگه مالاکا» است. تنگه مالاکا اقیانوسهای هند و آرام را هم به هم متصل میکند و کوتاهترین مسیر دریایی میان خلیج فارس و چین است. بیش از ۸۰ درصد از واردات نفتی چین با تانکر از این تنگه حملونقل میشود. هر سال بیش از ۵۰ هزار کشتی از تنگه مالاکا عبور میکند. کسی که بر این آبها کنترل داشته باشد در حقیقت گلوگاه عبور انرژی به چین را در دست خواهد داشت!
سه؛ ژئوپلیتیک مناطق مسلمان نشین
صرف نظر از دلایل ظاهری دولت و ارتش میانمار در سرکوب مسلمانان روهینگیا در منطقه راخین (آراکان) واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه آراکان حکایت از ذخایر عظیم گازی و نفتی در دربای آندمان دارد. لذا قدرت های بزرگ و در راس آن آمریکا و اسرائیل به هیچ وجه نمی خواهند آن مناطق مثل خلیج فارس در حوزه ژئوپلیتیک مسلمانان تعریف شود. این دلیل ژئوپلیتیکی باعث شده تا از سال ۲۰۱۲ تا امروز جمعیت مسلمان و مظلوم روهینگیایی در آسیای جنوب شرقی صرفا بخاطر داشتن دین اسلام در زیر چکمههای بوداییان افراطی و ارتش و دولت میانمار لگد مال شوند .لذا ابعاد جنایات بی شرمانه آن چنان دردناک است که وجدان هر آدم بیدار را به درد میآورد و بدتر از آن اینکه این رفتارها با معیار انسانیت سازگار ندارد و خویی از وحشیگری را به تصویر میکشاند.
چهار؛ سیاست وحدت ملی
همانطور که در سطور بالایی اشاره شد در این کشور نه چندان وسیع ۱۳۵ اقلیت قومی و مذهبی زندگی میکنند که مسلمانان با حدود ۸ درصد جمعیت بعد از بوداییها قرار میگیرند و پس از مسلمانان نیز مسیحیها قرار دارند. به هر حال تا یک سوم جمعیت این کشور را اقلیتها تشکیل میدهند. برخی از آنها سال هاست که با ارتش میجنگند و شماری از این اقلیتها هم درگیر تولید موادمخدر هستند. نظامیان خود را ضامن وحدت ملی میدانند و طی دهههای اخیر از این طریق سلطه خود را بر مردم توجیه میکنند.
پنج؛ نقش بن لادن بودایی
تحرکات بر ضد مسلمانان را راهبان بودایی رهبری می کنند، که می گویند اعمالشان مطابق با دستورات آیینشان است. جنبش ۹۶۹ که اصلی ترین سازمان در مخالفت روهینگیا است، نام خود را از نه ویژگی بودا، شش ویژگی آموزه های او و نه ویژگی راهبان اخذ کرده است. رهبر این جنبش که راهبی به نام «آشین ویراثو» است، ظاهرا خود را «بن لادن برمه ای» خوانده است. او در یک مصاحبه گفته است که مسلمانان بسیار سریع افزایش نسل می دهند و بسیار خشن هستند. به اعتقاد او به این دلیل که «مردم برمه و بودایی ها هر روز به زحمت می افتند، از دین ملی باید محافظت کرد». این راهب افراط گرا یک «قانون ملی حفاظت نژادی» پیشنهاد داده است که طبق آن یک مرد غیر بودایی که خواهان ازدواج با یک زن بودایی است بایستی به آیین بودیسم درآید و از حکومت کسب اجازه کند. طرح وی حمایت «تین سن» رییس جمهور میانمار را جلب کرده و ممکن است که به قانون تبدیل شود.
شش؛ تحریک عوامل خارجی
در صحنه خارجی هم اقدامهای گروه طالبان در افغانستان در تحریک بوداییهای میانماری بسیار موثر بوده است. گروههای بودایی میانمار بعد از اینکه طالبانیها توسط یک فرد ناشناس مجسمه بودا را در افغانستان تخریب کردند، اقدامهای تلافیجویانهای را علیه مسلمانان ترتیب دادند که این موضوع کماکان ادامه دارد.
کلام پایانی
جنایتهای اخیر علیه مسلمانان که از ژوئن ۲۰۱۲ آغاز شده بدترین و شدیدترین نوع برخورد بوداییها با مسلمانان بوده است. فاز جدید اذیت و آزار مسلمانان برمه یک نسلکشی کامل محسوب میشود. در این فاز، بوداییهای برمه از پشتیبانی نیروهای امنیتی هم برخوردارند. منابع ناظر بینالمللی هیچدلیل موجهی برای کشتار مسلمانان در این سطح پیدا نکردهاند. تاریخ کشور میانمار نشان میدهد مسلمانان هیچگاه در جنایت گسترده مردم این کشور حضور نداشتهاند. آنها در هیچزمانی دولتهای خارجی را علیه حکومت یاری نکردهاند و هیچ مدرک تاریخیای مبنیبر خیانت آنها وجود ندارد./۹۹۴/ب۱۰۱/ف
زهرا درخشانی